تبليغاتX
دنیای جـــــــــــــــک و خنـــــده
جک ، شعر ، و هر چیزه دیگه که بخوای اینجاست.
سوالات کنکور 

سوالات سازمان سنجش آزمون کشور، آزمون استخدامی کارشناسی ارشد دستیاری لو رفت.

 

تست های فرهنگی هنری:

 

هنر پیشه معروف سینما؟

الف) محمد رضا گلزار

ب) محمدرضا علفزار

ک) محمد رضا گندمزار

ش) محمد رضا دشت

 

هنرپیشه مرحوم سینما؟

الف) رضا ژیان

ب) رضا ماکسیما

ک) رضا فولکس

ش) رضا خاور

 

هنر پیشه ی مرحوم فیلم " ممل آمریکایی " ؟

الف) نعمت الله گرجی

ب) نعمت الله ساقه طلایی

ک) نعمت الله شیرین عسل

ش) نعمت الله مینو

 

هنر پیشه ی معروف زن سینما؟

الف) هدیه تهرانی

ب) کادوی تهرانی

ک) چشم روشنی تهرانی

ش) قابل نداره تهرانی

 

بازیگر چشم روشن سینما و تلوزیون؟

الف) پارسا پیروزفر

ب) فارسا فیروزپر

ک) پارسا پیروزپر

ش) فارسا فیروزفر

 

یکی از آهنگ های منصور؟

الف) دیوونه

ب) خل

ک) منگل

ش) عجوج مجوج!

 

خشایار اعتمادی به چه سبکی می خواند؟

الف) پاپ

ب) اسقف

ک) راهبه

ش) موبد

 

تست های ورزشی:

 

مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟

الف) علی پروین

ب) علی شهین

ک) علی مهین

ش) علی

 

کشتی گیر گردن کلفت ایران؟

الف) عبّاس جدیدی

ب) عبّاس قدیمی

ک) عبّاس نیوک

ش) عبّاس آپ تو دیت

 

تیم فوتبال آبادانی؟

الف) نفت آبادان

ب) بنزین آبادان

ک) گازوئیل آبادان

ش) استقلال اهواز

 

باشگاه انگلیسی؟

الف) میدلزبرو

ب) میدلزبیا

ک) میدلزحالا

ش) میدلزپاشو برو گمشو

 

دربازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه؟

الف) دیوید سیمن

ب) دیوید سیتن

ک) دیوید چهل من

ش) دیوید سیگرم

 

مهاجم سال های دور منچستر یونایتد؟

الف) اندی کول

ب) اندی سرشانه

ک) اندی پشت بازو

ش) اندی مرسی هیکل

 

تست های عملی تفریحی:

 

مساحت دایره چقدر است؟

الف) 2 متر

ب) 2.5 متر

ک) بیشتره

ش) صبر کن بپرسم

 

سرعت نور چقدر است؟

الف) خوب است

ب) بد نیست

ک) شما چطوری ؟

ش)  چه خبر ؟

 

کدام عبارت زیر باید فیلتر شود؟

الف) Cosx

ب) Sin2x2

ک) Cotghx

ش) tg3x

 

کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟

الف) نیوتن

ب) کیلو گرم

ک) متر بر مجذور ثانیه

ش) نیترات مس

 

ماری کوری کاشف چه بود؟

الف) اورانیوم

ب) آلومینیوم

ک) آلمانیوم

ش) لوئی پاستور

 

در بیت زیر چه صنعتی ه کار رفته است ؟

"بــی وفایی ، بی وفایی ، دل مـــــن ار غصّه داغـــــــون شـــــــــده"

الف) ایهام

ب) صنعت نفت

ک) صنعت پتروشیمی

ش) صنعت آبکش سازی

 

شاعر قرن ده ، دوارده ؟

الف) هاتف اصفهانی

ب) اِبی اصفهانی

ک) اندی اصغهانی

ش) سیاوش قمیشی اصفهانی

 

فعل " خوردن  " را صرف کنید ؟

الف) چَشم

ب) صرف شده

ک) میل ندارم

ش) نوش جان

 

یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک ، تلسکوپ و میکروسکوپ به کار می رود ؟

الف) عدسی

ب) کاچی

ک) فرنی

ش) لوبیا با دوغ

 

شاجه ای از علم فیزیک ؟

الف) مکانیک

ب) باطری سازی

ک) بوستر سازی

ش) کمک فنر سازی

 

نویسنده " منطق الطیر " کدام شاعر است ؟

الف) عطار نیشابوری

ب) نجّار نیشابوری

ک) سمسار نیشابوری

ش) کپن فروش نیشابوری

 

یکی از اشکال ماده ؟

الف) گاز

ب) یخچال

ک) بخاری

ش) ماشین ظرف شویی

 

نام دیگر اسید فرمیک ؟

الف) جوهر مورچه

ب) جوهر مورچه خوار

ک) جوهر پانگ صورتی

ش) جوهر سرندی پیتی

 

نام گاز سرد کننده یخچال های قدیمی ؟

الف) فرعون (فرئون)

ب) نمرود

ک) ابرهه

ش) خسرو پرویز

 

نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم ، نئون و ... ؟

الف) گازهای نجیب

ب) گازهای سر به زیر

ک) گازهای با وقار

ش) کلاً بچّه های خوبی هستن

 

وقت شما به پایان رسید ، لطفاً موس های خود را بالا بگیرید.

|+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 | موضوع:
دوباره جـــــــــــــــــــــک 

جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک های باحال

غلو که تو عراق اسیر جنگی بود به ایران بر گشت. همه خبر نگترا دورش ریختند تا باهاش مصاحبه کنند ، یکی پرسید عراق چه طور بود؟ غلو گفت: عراقی ها روز و شب ما رو شکنجه روحی و جسمی میدادن. پرسیدند چطوری؟ گفت : شکنجه روحی این بود که اونا هر روز یه کیف پر از عینک ریبون می آوردن و تمام اونا رو یکی یکی جلو چشمه مو میشکستن! وشکنجه جسمی این بود که اون ها دست و پامون رو می بستند طوری که نتونیم حرکت کنیم بعد آهنگ بندری میزدن و جلو مو میرقصیدن!

یه خروس آبادانی با یه خروس محلّی دعواشون شد. یه دفعه خروی محلّیه طوری پرید رو خروس آبادانیه و زدش زمین که همه پرهاش کنده شد! یه خروس دسگه که اونها رو نگاه میکرد به خروس آبادانیه گفت: پس تو چرا نزدیش؟ گفت: ولک برو تون ور مو تازه لخت شدم!!!!!

از اسفهونیه پرسیدن چقدر طول کشید تا سی و سه پل رو ساختن؟ گفت: اوووووووووووَه ما وسایل خوبی اون موقع نداشتیم و یک و نیم سال طول کشید تا ساختیمش. از یه تهرونیه پرسیدن: چقدر طول کشید تا شاهیاد رو ساختین؟ گفت: اوه خیلی سخت بود چون خیای بلند بود دو سال طول کشید تا ساختیمش. رفتند آبادان و دیدن غلو  داره عینک ریبنشو میزنه و به دیوار پالایشگاه لم داده. پرسیدن: غلو چقدر طول کشید تا این پالایشگاه رو ساختین؟ غلو یه نگاهی به ساختمان کرد و گفت: ولک مو امروز صبح از اینجا رد شدوم این اینجا نبود!!!!!!!!!!!!

غلو میخواست به صورت غیر قانونی از ایران فرار کنه رفت لب مرز و افرادی رو دید که میرن تو پوست گوسفند و بدون اینکه کسی اونا رو بگسره از مرز رد میشن.  غبو فکر کرد که راهش رو پیدا کرده! داخل گمرک شد و رفت توی پوست یه کوسفند. ولی لحظه ای که میخواست از مرز رد بشه پلیس دیت گیرش کرد و به زندان انداختش .غلو با ناراحتی از پلیس پرسید: ولک اینهمه آدم رفتن توی پوست گوسفند و از مرز رد شدن تو چرا فقط مو رو دیدی؟ پلیس گفت: آخه پدر سوخیه کدوم گوسفند عینک ریبون میزنه؟؟؟؟؟؟؟؟

يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بالهاشو باز ميكنه، ميگه: هو ولك! بالها رو حال مي‌كني؟! عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟! عقابه ميگه: برو بچه به بازيت برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: ههه! ولك پرهاي من بريزه؟! نظاره كن قطر بال رو... صفا كن! عقابه شاكي ميشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همه پرهاش ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد ميافتاده پايين، داد ميزنه: هوو ولك!... حال ميكني هيكل رو؟!

یه روز يه گوسفند پشت يه تركه ميگه: بععععع.... تركه بر مي‌گرده و ميگه: بـــــــــــــــه.... سلام!

يه روز يه مار، اند افسردگي بوده... سرشو انداخته بوده پايين و داشته ميرفته كه يكي بهش ميگه: كجا ميري؟ ميگه: دست رو دلم نزار كه خونه... دارم ميرم خودمو بكشم...! يارو ميگه: چرا؟ مگه چي شده؟ ماره ميگه: داستانش طولانيه.... 5 سال از اين راهي كه ميرفتم سر كار، وقتي به اينجا مي‌رسيدم، توي اون زمين چمن رو كه نگاه مي‌كردم، مي‌ديدم يه مار خوشگل و خوش هيكل، خوابيده توي چمنهاي اونجا و داره آفتاب مي‌گيره. من عاشق اون ماره بودم تا اينكه امروز بعد از 5 سال به خودم جرات دادم و گفتم برم باهاش آشنا شوم. وقتي رفتم جلو و صداش كردم ديدم كه شيلنگه!

به ترکه میگن ضرر و خاصّت های نوشابه رو بگو: میگه آب داره ، گاز داره ، ولی برق و تلفن نداره.

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!

تركه ميره مكّه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملّت همه تو حياط ولو بودن!

به تركه مي‌گن: بچه كجايي؟ مي‌گه: بچه USA! مي‌گن: يعني چي؟ مي‌گه: يونجه‌زارهاي سرسبز اردبيل!

يه روز تركه با برو بچه‌ها ميرن کافي شاپ (امان از دوستاي ناباب) اولي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه کوکاکولا! دومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پارسيکولا! سومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پپسيکولا! تركه هم براي اينکه کم نياره محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه دراکولا!

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!

زنِ تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

تركه اومده بود زنشو طلاق بده. بهش گفتند چرا؟ گفت: به خدا از دست اين زن خسته شدم! از همون روز اول، هرچی‌ جلو دستش بود پرت ميچرد به طرف من! بهش گفتند: پس چرا بعد از اين همه سال، الان اومدی طلاقش بدی؟ تركه گفت: آخه كپی اوغلی تازگيها نشونه جيری‌اش بهتر از گبل شده!!!!!

به یه ترکه یه توپ فوتبال نشون میدن میگن : این چیه ؟ ترکه کلّی  فکر میکنه میگه : شطرنجه کردالی!!!!!!!

به ترکه میگن راسته شما به خر میگید داداش؟ ترکه میگه : آره داداش.

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش و ميگه: سلام... ببخشيد من لهجه دارم... دختره ميگه: آره! تركه مي‌گه:‌ پس قطع مي‌كنم دوباره مي‌گيرم!!!

به يه ترکه ميگن: دو دو تا! ميگه: هـــا؟ ميگن: بابا دودوتا! ميگه آهــــــــــــــــــــــــــــا...

سوسكه مي‌خواد خودكشي كنه، ميره كنار دم‌پايي مي‌خوابه!

به خرگوشه ميگن: تو چرا اينقدر هويج مي‌خوري؟ ميگه: هوينجوري...!

يه روز يه تركه مي‌ره عروسي، به عروس شماره تلفن ميده!

يه روز يه تركه بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت!

تركه خيلي بدشانس بوده. وقتي مي‌ميره روحش ميره لاي پنكه!

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

کی میدونه چطوری میشه که چهار تا خر سوار هم بشن؟.... . خیلی ساده است ، ترکه بچه اش رو بغل میکنه میره سوار خر میشه با خر میره رو قبر باباش وای میسته.

|+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه سوم آذر 1384 | موضوع:
آیمیل به احمدی نژاد 

        ::ایمیل به احمدی نژاد::

 

کی می خواد به احمدی نژاد ایمیل کنه، هــــــــــــــا؟؟؟؟ هر کی خواست پیغامش رو بهم بگه تا به آقای احمدی نژاد ایمیل کنم. چـــــــی میخوای خودت ایمیل کنی مگه تو مثل من فضول نیستی که بخوای پیغام دیگران رو بخونی؟ ولی بدون که من هستم.          خب بالآخره میگی یا نه ؟ نمیگی؟ خب نگو همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای نخواه.امّـــــــــــــــــــــا............. . خب حالا این یه دفعه رو میگم ایمیلش چیه ولی به شرطی که نــــــــــــــظر بدی! باشه؟ پس اول نــــــــــــــــــــظر بده بعداً میگم ایمیلش چیه............ . خیله خب حالا چرا میزنی؟ میدونم خیلی پر چونم آره، ایمیلش اینه Dr_AhmadiNejad@President.ir حال کردی ........

|+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه سوم آذر 1384 | موضوع:
آموزش ویژوال بیسیک 

راستی برای اونایی که رشتشون کامپیوتره :

آموزش ویژوال بیسیک از مقدمات تا  پیشرفته 

که خودم ساختم برید حالشو ببرید

|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 | موضوع:
شعــــــــرهای عاشقانه 

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

نازنین من مبادا ناکسن بویت کنند

با بدان کمتر نشین ترسم که بد بویت کنند

من نمیخواهم که کسی با نازنین من گوید سخن

گر چه قاصد باشدو پیغام من گوید سخن

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

ای که حرف همه عالم شده آوازه تو

خودمو دوست دارم اما نه به اندازه تو

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غم و غصه ها نبود

کاش بودی تا برای من زندگی این همه بی معنا بود

کاش بودی تا انگشت دست عاشم، غافل از لمس گونه زیبات نبود

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد

من از درمان و دردو وصل و هجران پسندم آنچه را قرآن پسندد

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

کرم خاکی عاشق کرم ابریشم بود یک روز کرم ابریشم تبدیل شد به پروانه ای با بال های رنگارنگ، کرم خاکی سخت گریست چون محبوبش دیگر چهره قبلی  را نداشت

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

به اشتاق تو ای آسمان! پرنده شدم گر چه تو وسعت تو عاقبت اسیر شدم

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

لحظه خداحافظی تو سینه ام فشردمت      اشک من جاری شد دست خدا سپردمت، دل من راضی نبــــــود به این جدایی نازنین، عزیزم منــــــو ببخش اگه یه وقت آزردمت

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

اومده پیش تو با پای خسته             بیا دستم بگیر دلم شکسته

میخوام یه بار بدم دلمو به دستت           اگه تو هم شکستیش ناز شستت

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

بوی او گل را معطر میکند              مرگ مارا حرف آخر میکند

مانده ام آخر چرا اینگونه شد             با خدا خود را برابر میکند

وای بر من یار بی پروای من         صحبت از یک یار دیگر میکند

ای خدایا آن زمان کی میرسد      تاببینم خاک بر سرمن میکند

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

من از این ثانیه ها مأیوسم          و اتاقی که در آن مبحوسم

شب تاریک و اتاق خالی          همه جا پر شده از افسوسم

دلم از ناحیه عشق گرفت            به خدا بعد تو من میپوسم

به امیدی که تو می آیی، من   همه شب عکس تو را میبوسم

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

دوستان اشعار من افسانه نیست          لااقل بیگانه از گلخانه نیست

توی قلبم عشق یو یو میزند           شمع میسوزد ولی پروانه نیست

مرد پوشالی که دنبال تو بود         اش میفهمید که این مردانه نیست

هیچ میدانی چرا شاعر شدم؟   چون که دیگر عاشقی افسانه نیست

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

بهار اومد که من شیدا بگردم         چو ماهی بر لب دریا بگردم

پلنگ در کوه آهو در بیابان             همه جفتندو من تنها بگردم

|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 | موضوع:
شعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر 

.:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':..:'':.

تو این زمونه عشق میمونه

عاشقی و عشق کدومه وفا کدومه

رفته محبت غم شده عادت

کجا رفیق کجا یه دوست کجا یه همدم

گلی تو دنیا پیدا نمیشه

گل رفته خار اومده بهار چی میشه

در آغوشی نو من رفتم از یاد

سکوت این قلب شکستم شده فریاد

.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.

|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 | موضوع:
جک 

پس چی فکر کردی ، بازم جکه دیگــــــــــــه.

تركه هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه زمين ميگه بابا ما از اين شانسها نداريم!

تركه از آخونده مي‌پرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، شده.

ترکه میشه رئیس فدراسین شطرنج دو قانون میذاره :۱- اسب نمیتونه فیل و بزنه .       ۲- خرم بازی.

تركه تو قرعه‌كشي بانك ماكسيما برنده ميشه. روزي كه مي‌خواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي كنين من فردا ميام مي‌برمش. ميگن بابا اين نقره‌ايه، بهترين رنگه، آبيش كنيم؟ ميگه آره، من فقط آبي تحويل مي‌گيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به، ببينيد .... حالا شد مثل نيسان!

يه روز تركه و لره داشتن با خدا صحبت مي‌كردن. تركه ميگه خدا .... من كِي آدم ميشم؟ خدا ميگه 500 سال ديگه. تركه ميزنه زير گريه. خدا ميگه چرا گريه مي‌كني؟ ميگه آخه تا اون روز من زنده نيستم. بعد لره ميگه: خدا .... من كِي آدم ميشم؟ يهو خدا ميزنه زير گريه. ميگن چرا گريه مي‌كني؟ ميگه آخه تا اون روز من زنده نيستم!

تركه رستوران ميزنه، رو درش مي‌نويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است.

به تکه میگن تو چرا این قدر زشتی؟ میگه :هــــــــی ...دست رو دلم نذار که وقتی بچه بودم تو زایشگاه عوضم کردن.

یه شیرازیه به آبادانیه میگه : چرا شما همتون میگید سه داره نمیگید ، چهار داره؟ آبادانیه میگه کا بگم سه داره خو چها داره.

یه مرد عرب که عشق دوا داشت و دلش مخواست دوا کنه یه بچه کوچک رو میبینه که یه گوشه نشسته.میگه: این خوبه میرم و میزنمش . میره پیشش و میگه: دیروز چت بود؟بچه میگه هیچی تو فکر کارای خودم بودم.مرد عرب میگه: امروز چته؟ بچه میگه هیچی تو فکر کارای خودم هستم. عربه انگشتشو میاره تو صورت بچه میگه: نبینم فردا چت باشه هــــــــــا.

یه مشهدیه میخواسته به دوستاش تو  پارتی حال بده ، بلند داد میزنه میگه: بچا، بچا، اینجا هیچکس بغیر از دوست مو گه نخوره هـــــا.

عزیزان من قبلا گفتم بازم میگم که من قصد توهین به هیچ قومی را ندارم و اینها همشون فقط جک هستن من اون کسی که تو نظرات گفته بود به ترکا توهین نکنید معذرت میخوام حالا یه جک بگـــــــــــــم:یه روز به ترکه میگن این جکایی که در مورد شما میگن ، وقتی میشنوی ناراحت نمیشی؟میگه :اینا برای اونا جکه برای ما خاطرست

در ضمن من خودم ترکم

|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 | موضوع:
بازم جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک 

یه ترکه داشته به شیطان سنگ میزده سنگش تموم میشه فحش خواهر مادر میده

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گن : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده .

 يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده، افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي؟ 
پيرزنه ميگه : نه.
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده؟
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه 

   يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

 از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه:يوم‌الله سيزده آبان !

مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

 تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

 تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون یکی ميگه: بخاریه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!

 يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و یکم آبان 1384 | موضوع:
جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک بــــــــالای 16 ســــــــــــال 

این جکا آخرشه حتما بخونید

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن.
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته.
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.
.................
 
يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون مشكوك ميشه ميگه چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين ميگه نه من خودم ترك كردم.
.................
 
سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین:

سال اول : ()()
سال دوم: ( o )
سال سوم: ( O )
سال چهارم: ( () )

شانس آورد فوق لیسانس نبود!!!
albate chanta az doostamon dar Ghazvin daneshjo hastan
Ke hanoz be sale 4 nareside be in vaz ( () ) mobtala shodan
.ke esme nemibaram felan
....................
 
تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين

وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه.
.................
 
رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجانی و جوايز نفيس (با خريد بيش از ده‌هزار تومن كالا). خلاصه كلی حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر ده‌هزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجانی ما چی شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجانی هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه! خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجانی خالی بندی باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!
....................
 
سازمان بهداشت جهاني براي آزمايش يك واكسن جديد و خطرناك احتياج به داوطلب داشتند. از ميان مراجعين فقط سه نفر واجد شرايط اعلام شدند. يك آلماني، يك ايراني و يك فرانسوي. قرار شد براي انتخاب نهايي با آنها تك تك مصاحبه شود. از آلماني پرسيد: براي اينكار چقدر پول مي‌خواهيد؟ او گفت: صد هزار دلار، اين پول را ميدهم به زنم كه اگه از اين واكسن مردم يا فلج شدم زنم بي‌پول نماند. از فرانسوي نيز همين سوال را كردند و او گفت: من دويست هزار دلار مي‌گيرم، صد هزارتا براي زنم و صدهزارتا هم براي معشوقه‌ام. سوال را از ايراني هم پرسيدند و او گفت:من سيصدهزاردلار مي‌خواهم. صدهزارتا براي خودم، صد هزارتا هم حق و حساب شما، صد هزارتاشو هم ميدم به اين آلماني كه واكسن را بهش بزنيد!
.....................
 
چند تا بسیجی میرن عروسی، عرق میخورن مست میشن، بعد یکی از بسیجی هارو جو میگیره، میره میکروفون رو از دست خواننده ارکستر میگیره، میخونه، "میخوام که با بوسه گل لبات رو پر پر کنم"؛ بعد بقیه بسیجی ها بهش چپ چپ نگاه میکنن، جا میخوره میگه "گلهای پر پر شده رو فدای رهبر کنم..."
....................
 
يه يارو ديوونهه HIV داشته و با آمپول از خودش خون مي‌گرفته و ميزده به مردم. يه تركه بهش ميرسه ميگه بزن به من، بزن به من!. يارو فكش ميفته ميگه بابا اين خطرناكه‌ها HIV مي‌گيري‌ها. تركه ميگه بزن كاريت نباشه. وقتي يارو آمپوله رو بهش ميزنه، تركه ميگه هاهاها چي فكر كردي؟ من كاندوم داشتم!
.....................
 
يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!
....................
 
مادره ميره مدرسه پسرش. ناظم مدرسه بهش ميگه به بچتون بگين اگه درس نخونه مادرش رو مي‌گام! مادره ميگه آقاي ناظم اين بچه من حرف گوش نميده، شما زودتر كارتون رو بكنين!
..................
 
خانم زيبايی ميره به داروخانه، روی ترازو ميايسته و سکه‌ای به درونش ميندازه. بعد با چشمان گردشده جيغ کوتاهی ميزنه، از ترازو مياد پايين و پالتوش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميزندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، کفشهاش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، پولوورش رو درمياره. ميروه روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، ميبينه سکه‌هاش تموم شدن. وقتی ميخواد پول خرد کنه داروساز لبخندی ميزنه و ميگه: نه خانم، از اينجا به بعدش مجانيه!
...................
 
فرق بچه اول و آخر:
بچه اول حاصل عشقه و بچه آخر حاصل کاندوم سوراخ.
.................
 
تو صف نونوايي قزوين يه نفر را برق مي گيره 10 نفر مي ميرن.
.................
 
يه روز يك رشتيه جلوي در خونشون وايساده بود يك نفر با تفنگ مياد ميگه زود باش بگو خواهرت كجاست رشتیه هول ميكنه ميگه اون بالا يارو ميره بالا بد از نيم ساعت ديگه با خنده مياد به رشتیه ميكه خاك تو سرت تفنگم الكي بود گولت زده بودم رشتیه ميگه منم گولت زدم اوني كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود.
...................
 
يه روز يه لري به تهران ميره وبعد از گشت و گذار در خيابان ها يه بچه اي جلوشو مي گيره مي گه:ببخشيد آقا بي ادبیه شما لريد؟ لره گفت:آره از كجا فهميدي. پسر بچهه گفت:ازينكه كتتون داخل شلوارتونه.
.................

در ضمن تمام این جکا رو سایت مارشال مدرن

برام ایمیل کرده گفته باشم که یه وقت نگید این

  امیر

چه بی ادبه!

|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هفدهم آبان 1384 | موضوع:
حال وحول یعنی این 
اینو تا آخرش بخون تا بفهمی حال دادن ینــــــــــی چه؟

ار امروز به بعد می خوام به شما حال بدم. چطــــوری؟ از امروز هر کس بخــــواد مـیــــتونه با امدن بـــه این وبلاگ و نظر دادن در اون وبلاگــه خودشو در قسمت پیوندهای وبلاگ من قرار بده. چی؟ همیــن که شنیدی.
اگه بایید نظر بدید(حداقــل دو نظــــر) منم به وبلاگ شمـــا میام و نظـــر میدم و ::اگه وبلاگتون خوب بود:: که حتما هست بعد منم وبلاگ شمـــا رو برای معرفی به بازدید کننده گان در قسمت پیوند های وبلاگه خودم قـــرار می دم
.
بـــا تشکر از شما دوست عزیز مدیریت وبلاگ:امیر امیری .

|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 | موضوع:
آیدی فوتبالیستای معروف 
لیستی از آیدی بهترین فوتبالیست ها تهیه کردم تا

بتونین با اونا چت کنید.


تییری هانری در آرسنال: t_hn@arsenal.com

آیدی رونالدو در برزیل: ron_bz_2@brmail.com

آیدی مهرداد الادی: m_ol_di@yahoo.com

آیدی دیوید بکام: david_bh_real@msn.com

آیدی علی انصاریان: ali_ans2005@yahoo.com

آیدی را اول : raul_uhv2005@bhm.com

آیدی کریس..رونالدو: cs_rn@manch.com
خواهش میکنم نپرسین از کجا آوردی.از تو یه سایت 2دره کردم.

 

|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 | موضوع:
بازم جک 

چیکار کنم دیگه خب مطلب کم آوردم مجبورم براتون جک بگم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------تركه تو مسابقة دو دوپينگ ميكنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن:
بابا چرا آخر شدی؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------ترکه می ره مسابقه قران ، نوبت اون که می شه
براش سوره بنی اسرائيل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه روزیه بسيجی عاشق يك دختری ميشه
شماره تلفن مسجد رو بهش می ده.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه قورباغه با يه طوطی ازدواج می كنه بچشون ميشه قوطی.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه بسيجی زنگ ميزنه به دوست دخترش
میگه باباتودك كن بريم نماز جمعه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه اضفهانيه قرص اكس ميخوره
سوارتاكسی ميشه واسه همه حساب ميكنه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دو کیلو متری رشت نوشته: از غیرت خود بکاهید!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از لره می پرسن چرا جواربات يکيش آبيه يکيشم قرمز؟
و لره جواب می ده:
یکی همین جوری دست نخورده تو خونست!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز از تركه می پرسن نظرت درباره خدا چيه؟
تركه ميگه خدا خيلی خوبه هيچكس تابحال
ازش بدی نديده ابوالفضل نگهدارش باشه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه می خواهد خدا را اذِِِِِِیت کند
درمسجد را می زند و فرار می کند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به يك تركه می گن در وصف گل يه شعر بگو :
تركه: در وصف گل؟ گل هوالله هو احد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه تركه پشت ماشينش مينويسه يازهرا يا هيچ كس!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ياروميره راهپيمايی، می‌بينه شلوغه برميگرده!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه ميره استاديوم تو ردربايسی گيرمی کنه به همه دست می ده.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه از يكی ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلی برم؟!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از يارو می‌پرسن: بلدی پيانو بزنی؟!
ميگه: نه. ولی يه داداش دارم... اونم نه!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت می‌بره!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو ميره بقالی، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟
يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه سوسكه ميره جلوی آينه ميگه : مشــكی رنگ عشقه
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك مرغ قرص اكس ميخوره اسراييل ميگيرتش چرا؟ چون ميگه قدس.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ميخه ميره عروسی بس كه قر ميده پيچ ميشه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خروسه پول نداشت زن بگيره ميره گالينابلانكا ميخره.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به اندی ميگن چه بستنی دوست دآری ميگه:عروٍٍٍٍسكى عروسكى.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يکی ميره شكار خرگوش، صدای هويج در مياره.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يکی باباش ميميره ميشه يتيم، مامانش ميميره ميشه دوتيم ،
همه خانوادش ميميرن ميشه تيم ملی....
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به يکی میگن در روز چه نون هایی میخوری.میگه تافتون-لواش-سنگک.
بعد ازش میپرسن خب پس کی بربری میخوری؟
میگه پس فکر کردی این نون ها رو با چی میخورم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكنی مرد مؤمن؟
ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تركه ميميره، باباش رضايت نميده
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو پرتقال خونی ميخوره، ايدز ميگيره!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو ميره مرغداری، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تركه يه بسته هزار تومنی ميشمره، 250 تومن كم مياره!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودی؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به يارو ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه سوسكه نارنجك به كمرش ميبنده ميره زيره دمپايی!!!!!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از تركه ميپرسن شما تهرانی هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يارو تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يکی ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم.
اونم رو كمربندش مينويسه: به زودی دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ببخشید اگه یخ و تکراری بود.

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1384 | موضوع:
راستی 

راستی اگه کسی ترفندی چیزی بلد بود

برام ایمیل کنه تا با اسم خودش در وبلاگ

ثبت کنم با تشکر مدیریت وبلاگ

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1384 | موضوع:
یه سایت خیلی با حال...... 
اونایی که رشتشون کامپیوتره بدونن منم رشتم کامپیوتره
معلم ما یه کار قشنگی کرده.چه کار؟ الان میگم صبر کن اون یه سایت خیلی با حال درست کرده. چه سایتی؟ اونم میگم اما اول اسم سایتشو بنویسم تا همتون برید حال کنید.با کی؟ با سایت. چطوری؟ حالا میگم.
سایتش اینه. چیه؟حالا که اینطور شد اصلا نمی گم چون هی سوال مکنی.
اون تو سایتش تمام سوالات تستی کنکور و دبیرستان و دانشگاه رو داره که شما می تونید با مراجعه به اون سایت با سوالات آشنا بشید حالا خود دانی می خوای برو نمی خوای هم نرو همینه که هست .
http://quiz.are.ir
راستی برای بعضی از آدمای لوس و نونور گفته باشم که اگه می خوان من ایمیل شونو بخونم باید حتما اسمشونو
بنویسن وگرنه! وگرنه چی؟ هیچی شوخی کردم ولی خواهش مکنم اسمتونو بنویسید ممنون
.
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1384 | موضوع:
جکککککککککک 
به ترکه مگن تو توی زلزله بم صحنه های غم انگیز دیدی ؟میگه:بله.صحنه های غم انگیز که خیلی زیاد دیدم ولی شاهد یه صحنه بسار وحشتناک وبسیار غم انگیزی بودم که یه روز داشتم یه دختر 6 ساله را خاک میکردم و اون دختره گریه میکرد و داد میزد و میگفت عمو بخدا من زنده ام ترو خدا من رو خاک نکن .

آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم !

از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟!... عين سگ!

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!

يك روز يك تركه دماغشو محكم مي‌كشه بالا چشش سبز ميشه!

ترك اولي: تا حالا شكسپير خوندي؟ ترك دومي: نه. نویسندش کیه؟

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!

پرگاره بدمستي ميكنه، مستطيل ميكشه!

ترکه می افته تو دره گیم اور میشه!

تركه ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ تركه يه كمي فكر مي‌كنه و مي‌بينه عقلش به هيچ‌كجا قد نمي‌ده. مي‌گه: بابا ايلده يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي به تركه بده و كلي راهنماييش كنه و مي‌گه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه تركه مي‌گه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان!

به تركه مي‌گن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم

يه ترکه زنگ زد هواشناسی گفت: آقا دستتون درد نکنه... ديروز هوا خيلی خوب بود.

بابای یه ترکه تو دستشوای میمیره.پسرش هر وقت میرفته دستشوای گریه میکرد.ازش میپرسند چرا هروقت میری دستشوای گریه میکنی؟میگه اخه اینجا بو بابام رو میده

تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟

به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم

از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه

يه روز متخصص کامپيوتر مي‌افته تو آب ميگه: اف 1، اف 1

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه ؟ کمی فکرکرد و گفت: فکر میکنم ۱۵ خرداد باشه!

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت

یه هواپیما داشته سقوط میکرده خلبان میگه هر کی هر چی داره از هوا پیما بندازه پایین.یه کی یه سنگ داشته میندازه یه کی دیگه یه چا قو داشته میندازه و یه کی دیگه یه نارنجک داشته اونم از هواپیما میندازه پایین .وقتی به سلامت فرود اومدند میرند تو خیابون میبینند یه نفر سرش داره خون میاد میگند چطور شده؟میگه من داشتم میرفتم یه سنگ از تواسمون اومد خورد تو سرمن.باز یه کم دیگه میرن جلو میبینند یه نفر دستش داره خون میاد میگند چطور شده؟میگه من داشتم میرفتم یه چاقو از تواسمون اومد خورد تو دست من.بازم میرند جلو تر میبینند یه نفر (که بعدا میفهمند ترک بوده)میبینند داره مثل خر میخنده (به شدت)میگند چطور شده ؟میگه من داشتم میرفتم وقتی گوزیدم این خونه بغلی منفجر شد.

یه خره یه لغت میزنه به یه ترکه .ترکه برمیگرده میگه دادارا؟

تركه ميخوره زمين،... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!

توجه!    توجه!

همین طور که خودتون خوب می دونین من اصلا

هدفم از جکا تمسخر کسی با گروهی

با هر لحجه ای نیست بلکه

هدف من فقــط شاد

کردن دل شماست.

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1384 | موضوع:
بالا